تویو ایتو : “من همیشه آمیخته با معماری خود هستم.”

تویو ایتو : “من همیشه آمیخته با معماری خود هستم.”

اختصاصی کانون معماران و شهرسازان: بررسی آثار معمارِ توکیویی، تویو ایتو، سلسله مراتب فضایی و نوآوری‌های ساختاری سازه‌های او را آشکار می‌سازد. در تمامی ساختار‌های او یک موضوع واحد به‌چشم می‌خورد؛ تعهد مداوم معمار برای یکپارچه‌سازی فضای داخلی و خارجی ساختمان! در واقع سازه‌های او همانند سیستمی پیوسته در حال گسترش و تکامل، طراحی شده‌است. این ویژگی‌ها در آثاری همچون کتابخانه Sendai Mediatheque، گالری Serpentine، ساختمان Omotesando، کتابخانه دانشکده‌ی هنر Tama و تئاتر ملی Taichung قابل مشاهده می‌باشد.

در واقع سازه‌های او همانند سیستمی پیوسته در حال گسترش و تکامل، طراحی شده‌است.

 تویو ایتو برنده جایزه پریتزکر ۲۰۱۳ (Pritzker) و پیریمیوم ایمپریال ۲۰۱۰ (Praemium Imperiale) می‌باشد. او با دریافت این جوایز پیوند مستقیم بین معماران مدرنیست‌ نسل‌های اولیه و جوان ژاپنی را برجسته ساخته‌است. او در دانشگاه توکیو به تحصیل پرداخت و سپس به‌مدت ۴سال در دفتر کیکوتاکه (Kikutake)، بنیانگذار جنبش متابولیسم، مشغول به‌کار شد. در ادامه‌ی این مقاله پیرامون یکی از گفت‌و‌گو‌های اخیر تویو ایتو خواهیم پرداخت.

او با دریافت این جوایز پیوند مستقیم بین معماران مدرنیست‌ نسل‌های اولیه و جوان ژاپنی را برجسته ساخته‌است.

۱. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشکده‌ی معماری دانشگاه توکیو در سال ۱۹۶۵، چندین سال در دفتر کیکوتاکه کار کردید. بیشترین تجربه‌ای که از آن دوران آموختید، چه بود؟

_ مهمترین نکته‌ای که از استادان خود آموختم این بود که معماری روندی “تئوریک وار” است. در واقع من از کیکوتاکه آموختم که معماری را با تمام وجودم درک کنم! زیرا؛ طراحی معماری تلفیقی از حواس انسانی در برخورد با فضای پیرامون می‌باشد!

مهمترین نکته‌ای که از استادان خود آموختم این بود که معماری روندی "تئوریک وار" است.

۲. در فواصل زمانی بین اتمام کار خود در دفتر کیکوتاکه و تأسیس دفتر خود، مشغول چه کاری بودید؟

_ در آن سال‌ها بر‌روی پروژه‌هایی برای خانواده‌ام کار می‌کردم و بیشتر در حال بررسی این بودم که دقیقا می‌خواهم چه کار کنم. من نمی‌خواستم سریعاً کار در دفتر خودم را شروع کنم. در آن سال‌ها، یعنی سال ۱۹۷۰ به اروپا و آمریکا سفر کردم. در واقع تجربه‌ی اولین سفر اروپای من به سال ۱۹۶۷ برمی‌گردد. زمانی‌که در دفتر کیکوتاکه مشغول به کار بودم و برای بازدید ار نمایشگاه EXPO مونتریال رفته‌بودم.

طراحی معماری تلفیقی از حواس انسانی در برخورد با فضای پیرامون می‌باشد!

۳. شما بیان کردین که همواره در تلاش برای پیوند معماری مدرن با طبیعت بوده‌اید! این علاقه چگونه شروع شد و چه تأثیراتی در شما ایجاد کرد؟

_ تا دهه ۱۹۸۰، قبل از اینکه کار خود را بر روی پروژه‌های بزرگ آغاز کنم، بیشتر طراحی پروژه‌های خانوادگی را بر‌عهده داشتم. با این حال من خودم از چگونگی پیوند معماری با طبیعت آگاه بودم! به عنوان مثال طراحی خانه خودم، Silver Hut، تلاشی برای ارتباط خانه با زمین و آسمان بود. بعد از آن هنگامی‌که کار پروژه‌های بزرگ را آغاز نمودم، بر روی ارتباط مردم با طبیعت از طریق معماری مدرن متمرکز شدم. در واقع من در آن برهه متوجه شدم که مدرنیسم به معنای اثبات خود در برابر طبیعت است.

زمانی‌که در دفتر کیکوتاکه مشغول به کار بودم و برای بازدید ار نمایشگاه EXPO مونتریال رفته‌بودم.

۴. تردید‌های شما در مورد مدرنیسم از کجا نشأت گرفت؟ آیا با بازدید از آثار معمار دیگری شروع شد؟

_ در اواسط دهه ۱۹۹۰، هنگامی‌که بر روی پروژه‌ی کتابخانه Sendai Mediateque کار میکردم، این تردید شروع شد. در حین طراحی آن ساختمان بود که در رابطه مردم با طبیعت تجدید نظر کردم. اینکه معماری به معنای واقعی چه کارهایی می‌تواند انجام دهد که مردم آزادتر و راحت‌تر رفتار کنند. در نتیجه طرز فکرم به‌کلی عوض شد و دیگر به ظواهر طرح توجهی نکردم.

۵. شما ساختمان خود را به “تکه‌هایی از لباس که به دور انسان می‌پیچد”، توصیف کردید. این تفکر چگونه است؟

_ زمانیکه معماران ساختمان‌های خود را طراحی می‌کنند، اغلب بر شکل و نمای بیرونی آن توجه می‌کنند. اما من طراحی ساختمان‌های خودم را از درون شروع میکنم! در واقع من همواره داخل طرحی هستم که معماری آن را بر عهده دارم! به‌همین دلیل من ابتدا به بدن خود فکر می‌کنم و سپس با مبلمان و پوسته‌ی سازه آن را احاطه می‌کنم.

۶. در رابطه با معماری خود اغلب از کلماتی مانند برخلاف منطق دکارتی، غیر خطی، ابهام و… استفاده می‌کنید. از چه کلمات دیگری برای توصیف کار خود و دستیابی به معماری مد نظرتان استفاده می‌کنید؟

_ ما فقط در مورد اهمیت ارتباط خود با طبیعت صحبت کردیم. در نظر من انسان‌ها از پیوند دو نوع آب، فیزیکی و مجازی تشکیل می‌یابند. آب فیزیکی اکثریت بدن انسان را تشکیل می‌دهد، در حالیکه آب مجازی اطلاعات را شکل می‌دهد. مردم شهر‌ها اغلب به‌دنبال آب مجازی هستند، در نتیجه این امر منجر به از دست دادن حس آب فیزیکی آن‌ها می‌شود. این رویه موجب جدایی ارتباط مردم با طبیعت می‌شود. به‌همین دلیل، معماری معاصر باید مکان‌هایی را ایجاد کند که مردم آزادانه و فعالانه از فعالیت در آن لذت ببرند.

۷. معماری تویو ایتو درباره‌ی چیست؟ در واقع هدف اصلی کار شما چیست؟

_ هدف من گسترش مدرنیسم و ایجاد یک معماری مدرن که با طبیعت ارتباط نزدیکی دارد، می‌باشد. مفهوم عملکرد، اصطلاح رایج قرن بیستم است که این روزها دیگر اهمیتی ندارد. من حتی به فرم هم اهمیت نمی‌دهم! من اغلب در تلاش برای ادغام مکان‌های موجود در طبیعت با معماری خود هستم. در نتیجه از جنگل‌ها، درختان و آب موجود در طبیعت الهام می‌گیرم.

۸. از نظر شما مهمترین ساختمانی که از سال ۲۰۰۰ در ژاپن ساخته شده‌است، کدام است؟

_  من فکر نمی‌کنم چنین بنایی وجود داشته باشد که شایسته این انتخاب باشد. اما می‌توانم از معماری جوان در ژاپن نام ببرم که فکر میکنم باید به او توجه زیادی شود! Akihisa Hirata کسی‌است که کارهای مبتکرانه‌ای دارد ولی هنوز به او فرصت کافی برای کار در پروژه‌های بزرگ داده نشده است.

 

بیشتر بخوانید:

بازاریابی معماری: ۴ عامل موثر در بازاریابی محتوای معماری!

 

منبع: archdaily.com

نسترن دواتگران

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.